فرشیدنجفی بابادی
شنبهبرچسب:, :: :: نويسنده : فرشید نجفی بابادی.
کارل رانسوم راجرز"، پدر جنبش استعدادهای نهفتهی بشر و یکی از سه روان - درمانگر نیکنام و برجستهی زمان، در هشتم ژانویهی سال 1902 در "اوک پارک" از توابع "شیکاگو" به دنیا آمد.
پدر و مادر او گرایشهای مذهبی داشتند، ولی مادرش در باورهای خود استوارتر بود. هنگامی که راجرز دوازده ساله بود، پدر و مادرش مزرعهای در سی مایلی "شیکاگو" خریداری کردند که در طول سالهای دبیرستان، سرپرستی مزرعه با او بود. وی در سال 1919 به دانشگاه "ویسکانسین" راه یافت و در آنجا در کارهای بسیاری شرکت جست. برای نمونه به عنوان نماینده در "کنفرانس جهانی فدراسیون دانشجویان مسیحی" به چین سفر کرد. بیماری زخم روده، او را برای مدتی از دانشگاه باز داشت. راجرز در سال 1924، در حالی که تنها یک درس روانشناسی را گذرانده بود، توانست درجهی لیسانس تاریخ خود را دریافت دارد و در همین سال نیز ازدواج کرد که ثمرهی آن، دو فرزند به نامهای "ناتالی" و "دیوید" بود. دخترش گهگاهی او را در انجام طرحهای پژوهشی یاری می کرد و پسرش به پیشهی پزشکی روی آورد.
هنگامی که پژوهشهای دانشگاهی راجرز در سازمان مدارس الهیات نیویورک آغاز شد، با اینکه پژوهشهای خود را در این سازمان، بسیار شوقانگیز یافت، باز به این نتیجه رسید که نمیخواهد به اصول عقیدتی مذهب ویژهای وابسته باشد.
سرانجام، راجرز برای کسب دانش در رشتهی روانشناسی بالینی به کالج "تربیت معلم" دانشگاه "کلمبیا" رفت و در سال 1931، درجهی دکترای خود را از این دانشگاه دریافت کرد. راجرز کارش را در سال 1928 و پیش از دریافت دکترای خود در "راچستر" نیویورک با کودکان بزهکار و نیازمند و تنگدست آغاز کرد. این کودکان را دادگاهها و نمایندگیها به بخش پژوهشهای "انجمن پیشگیری از تجاوز نسبت به کودکان" میشناساندند. راجرز برای مدت کوتاهی، مدیر مرکز مشاوره بود. او در سال 1940 در سِمَت استادی به دانشگاه ایالتی "اوهایو" رفت و از 1945 تا 1957، به همکاری با مرکز مشاورهی دانشگاه "شیکاگو" پرداخت. پس از آن، به دانشگاه "ویسکانسین" رفت و در سال 1964 به عنوان عضو همیشگی، به سازمان علوم رفتاری "وسترن" پیوست. وی از 1968 تا زمان مرگش، عضو ثابت "مرکز پژوهشهای انسانی" در "لاجولای" کالیفرنیا بود.
در طی این سالها بود که راجرز، روش درمانی ویژهی خود را به وجود آورد. این روش در ابتدا "درمان غیرمستقیم" خوانده میشد. این رویکرد که در آن درمانگر در نقش یک آسانکننده پدیدار میشد تا یک هدایتگر، سرانجام، نام "درمان بیمار محور" را به خود گرفت. راجرز پس از ناسازواریهای دیدگاهی که در دانشکدهی رواشناسی دانشگاه "ویسکانسین" پیش آمد، به مرکز پژوهشهای رفتاری پیوست و سرانجام به همراه برخی همکارانش در آنجا، "مرکز پژوهشهای فردی" (CPS) را بنا نهاد. کارل راجرز تا زمان مرگش در 1987 به کارهای خود در زمینهی "درمان بیمار محور" ادامه داد.
تاکید بنیادی این روانشناس آمریکایی، بر کارآمدی شگفت تواناییهای نهفتهی انسان بر روانشناسی و آموزش است. کارل راجرز یکی از مهمترین اندیشمندان انسانگرا بوده و روش درمان ابتکاری او که "درمان راجرین" نام گرفته، کارآیی بسیاری در روشهای درمانی داشته است.
افزون بر آن، بسیاری بر این باورند که راجرز، کارآمدترین روانشناس قرن بیستم است. کارل راجرز در سال 1946 به عنوان رئیس انجمن روانشناسی آمریکا ( APA ) برگزیده شد و در سال 1987، نامزد دریافت جایزهی صلح نوبل گردید.
وی در چهارم فوریهی سال 1987 در سن 85 سالگی، در پی یک عمل جراحی که روی شکستگی لگن خاصرهاش انجام شد، در اثر حمله ی قلبی در "لاجولای" کالیفرنیا در گذشت. بنابر وصیت [ =سپارش ] راجرز، جسد وی بدون هیچ گونه تشریفاتی سوزانده شد.
نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ
من صدای قدم خواهش را می شنوم وصدای پای قانونی را در چشم ضربان سحر چاه کبوترها تپش قلب شب آدینه جریان گل میخک در فکر شبهه پاک حقیقت از دور من صدای وزش ماده را می شنوم وصدای کفش ایمان را در کوچه شوق وصدای باران را روی پلک تر عشق روی موسیقی غمناک بلوغ روی آواز انارستان ها وصدای متلاشی شدن شیشه ی شادی در شب پاره پاره شدن کاغذ زیبایی پرو خالی شدن کاسه غربت از یاد. آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
|
|||||||||||||||||
![]() |